اکنون میان دو پرانتز
باز شد شنبه پرانتز باز ِ روزهای هفته
موسا لای پلك هايم عصا انداخت
کله ام به زیر بغلم
صورتم پشت انگشتانم
توی آينه مي افتم
در آینه چشمی است که پلك نمي زند
شیر ِ باکره هنوز گرم و
اولويه ی توی يخچال به درجه ی صفر ِ نوشتار نزديك است
کسی از زیر ِ پل ِ حافظ(4)در من گفت:
شاعری سیاه در دل ِ موگادیشو(1)
شعر می نويسد اکنون به جای تو!
توی سراشيبی ِ یکشنبه
عیسا در پی گام های بی سايه ی من
می رسد به صلیب!
می رسم به شاعران آواره در سرزمین های اشغالی
پرانتز باز همیشه چيزی از اسب(2) در دلِ شعر افسار می درد پرانتز بسته :
شكستن من در گلوی ِ آفریقا(4)
شكستن بغض است در مولوی(4)
من گلويی هستم در استخوان ِ گاندی(4)
استخوان بغضی است در گلوی کارگر(4)شمالی
دوشنبه های این شعر مثل کافه های پاریس تعطیل بود
تو در من ... شدی عشق من هیروشیما!(3)
پرانتز باز لطفن جای نقطه چین فعل نگذارید!
فعل ها امتحانی نیستند
وفتی گلوله ها مشقی نباشند پرانتز بسته
به همراه فیلسوفان ِ مرده می گردم حوالی متروی میرداماد(4)
به تعطیل بر نمی گردد این شعر ِ پُر فروغ(5):
و اینک مردی بی مرز
در انتهای سطری بی پیامبر منتهی به میدان مادر
چهارشنبه سوري است هر سه شنبه:
كه تحمل ار خودم بلندتر نمي پرد!
كه شيشه شعرتر است يا سنگ؟
يا
شكستن ِ
شيشه های وال استریت(4)
با
سنگ های دیوار ِ برلین(4) ؟
آتشِ همه جا به رنگ ِ اتفاق می سوزد
هر چه سايه اتفاقي است كه افتاده
به سايه ام نگاه مي كنم روي ديوارهای ایرانشهر
زرتشت(4) ِ پشت سرم ابراهيم است
الو الو الو! گفتم:
به اين همه اعتراف گوش کنید الو!
که گرو گان گرفته ام توي دهان ِ بودای کُردوبا (6)
خبرگزاری ها گفتند: ژنرال خورخه بیدلا(7) گفت: گفتید مفقود شدگان؟!
ما دراینجا چیزی به این نام نداریم
چه رسد از نوع خندانش بودا !
پرانتز باز گیرم که خط ها موش دارند
نمي دانند که اين خط
دنبالهي لبخند من است! پرانتز بسته
گفتی : الو! گوش کن! الو!
تنها صدا صدا صداست...
و تنها صدای ِ ما است که مي ماند
در"memory stick" موبايلم
تو خاموش شدي و چهارشنبه است
پنج شنبه ها شب جمعه است
نمي دانم زمين چقدر گرد است
راحت تر بودم اگرخرما ها بيضي تر بودند
و قبرهای گورستان مون پارناس(8)لوزي
شب از تو كه ته كشيد
نوح ِ جغرافیای پیرهنت بود دستم
کاش موهاي خرمايي ازجمعه های ولیعصر(4) تعطيل تر نبودند!
و جمعه ها تعطيل:
پرانتز باز چشم پرانتز بسته
پرانتز باز چشم پرانتز بسته
پرانتز باز چشم پرانتز باز در آينه چشمي است که نمي گذارد پلك بزنم
پی نوشت ها:
(1)به غذاهایی که در روزهای شنبه و درون ظرف های با در ِ شیشه ای ِ سوراخ دار پخته می شوند می توانید بگویید موگادیشو.(به نقل از مقاله ی در دست انتشار ِ "آشپزی ِ تند در روز روشن")
(2)حیوانات تقسیم می شوند به :الف)متعلق به امپراتور، ب)مومیایی شده، پ)اهلی، ت)خوک های شیرخوار، ث)جانواران خوش صدا، ج)افسانه ای، چ)سگ های ولگرد، ح)مشمول طبقه بندی موجود، خ)دیوانه، د)حیوانات خیلی زیاد، ذ)رسم شده با قلم مویی بسیار ظریف از پشم شتر، ر)از این قبیل، ز)آنها که هم اکنون کوزه ی آب را شکسته اند، ژ)انها که از دور مثل مگس به نظر می رسند. (به نقل از یک دانشنامه ی چینی)
(3)هیروشیما اولین عشقم بود که در بمباران اتمی ِ شهر پاریس توسط جنگنده های امپریالیسم ژاپن،بخار شد.
(4)خیابانی در تهران
(5)مشمول بند ز از پی نوشت 2
(6)نامبرده به ادعای دوستانش از مفقودین دوره ی حکومت سرهنگ ها در آرژانتین می باشد.
(7)مشمول بند دال از پی نوشت 2
(8)پس از بمباران اتمی شهر پاریس بقایای اجساد قربانیان را درون ظرف های با در شیشه ای سوراخ دار ریختند و در این گورستان به خاک سپردند.از جمله بقایای سارتر و سیمون دوبوار و ماگریت دوراس در اینجا مدفون است.(به نقل از کتاب پرفروش مردنی ها)