دوباره وقت ِ صبحانه

دوباره هم زدن

شيرين كردن چاي دوباره

دوباره در خودم

دنبال گورهاي دسته جمعي مي گردم

من نسل هايي از خودم را كشته ام

روآندايي در جنگ ِ قومي ام!

به خونخواهي خود    خونريز شده ام

يكي برايم از لاهه كيفر بخواهد!

دنبال اسكلت هاي خودم        در خود ام

جمجمه هاي من خيره به من مانده اند

پشت سرم

بر كه مي گردم

جنازه هاي بي بدنم       بي كفنند

سلسله هايي منقرض مي شوند در من

با هر پك سيگاري كه نمي كشم

چايم را سر مي كشم

من چه وحشي شده ام

دوباره وقت صبحانه!